تبلیغات
دین وزندگی - چهره اهل جهنم چگونه است؟
تا اندازه ای که جستجو شده، روایتی که صریحاً به چهره جهنمیان اشاره کند، مشاهده نشد .
عذاب جهنم

با توجه به آیات قرآن، افراد ساکن در جهنم، دارای ویژگی هایی هستند که اگرچه نمی توان ترسیم دقیقی از چهره آنان به عمل آورد، اما با دقت در این خصوصیات، تا حدودی می توان به دورنمایی از وضعیت آنان دست یافت. برخی از این ویژگی ها عبارت اند از:

1. این که تمام بدن جهنمیان، از جمله صورتشان، هیزمی برای شعله ور کردن آتش جهنم بوده و بر اساس آیاتی از قرآن کریم، ماده اولیه و یا هیزم آتش جهنم، ترکیبی از سنگ ها و پیکر ساکنان دوزخ است.[ بقره، 24؛ تحریم، 6؛ "وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ"؛ آل عمران، 10]

2. آنان، دارای پوششی سراسری از گدازه های آتشین هستند که تمام بدنشان را فرا گرفته و علاوه بر آن، مواد مذابی بر سر و صورت آنان فرو می ریزد.[ حج، 19؛ "فَالَّذینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نارٍ یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُۆُسِهِمُ الْحَمیم‏".]

3. نباید تصور کرد که چهره دوزخیان، با زندگی در آتش سازگار شده و آسیبی از آن نخواهد دید؛ زیرا به تعبیر قرآن، بعد از آن که آتش، چهره هایشان را فرا گرفت، آنان "کالح" خواهند شد[ مۆمنون، 104؛ "تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فیها کالِحُون‏".] که "بسیارى از مفسران آن را چنین تفسیر کرده‏اند که بر اثر شعله‏هاى آتش، پوست صورت آنها در هم کشیده مى‏شود به طورى که لب ها از هم باز می ماند".[ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 14، ص 330]

همچنین، بر پیشانی ها و پهلوها و پشت هایشان، با اموالی که از حرام به چنگ آمده و در راه صحیح مصرف نشده، داغ گذاشته خواهد شد و اثر آن بر چهره هاشان باقی خواهد ماند.[ توبه، 35؛ "یَوْمَ یُحْمى‏ عَلَیْها فی‏ نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى‏ بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُم‏".]

4. با این حال، فیزیولوژی بدن دوزخیان مانند دنیا نیست که با یک بار سوختن کامل، از بین رفته و نابود شوند، بلکه حتی قرن ها اقامت در دوزخ و انواع مجازات هایی که اجزای درونی بدن آنان را تکه تکه می کند،[ محمد، 15، "سُقُوا ماءً حَمیماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُم‏".] نمی تواند چارچوب اصلی بدن آنها را از بین برده و به مرگ آنان بیانجامد![ فاطر، 36؛ "وَ الَّذینَ کَفَرُوا لَهُمْ نارُ جَهَنَّمَ لا یُقْضى‏ عَلَیْهِمْ فَیَمُوتُوا وَ لا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذابِها".] دوزخیان از این وضعیت دشوار به تنگ آمده و گاه التماس می کنند که مرگشان فرا رسد، اما با درخواستشان موافقت نمی شود.[ زخرف، 77؛ "وَ نادَوْا یا مالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّکَ قالَ إِنَّکُمْ ماکِثُونَ".]

چهره دوزخیان برای دوستان و آشنایانشان قابل شناسایی و تشخیص بوده، به گونه ای که با یکدیگر به گفت و گو می نشینند

در همین راستا، پوست بدن و چهره آنان به قدرت خداوند، ویژگی ترمیم شونده داشته و همواره به حالت اول خود بازخواهد گشت، تا عذابشان ادامه یابد.[ نساء، 56؛ "إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذابَ".]

شاید در گذشته، تصور چنین موضوعی دشوار بود، اما اکنون که انسان نیز توانسته است با دانش محدود خود، موادی را تولید کند که در صورت آسیب دیدن، توانایی ترمیم خویش را دارد، آسان تر می توان وضعیت دوزخیان را دریافت و نباید قدرت نامحدود پروردگار را کمتر از توان بشر بدانیم.

5. به همین دلیل، چهره دوزخیان برای دوستان و آشنایانشان قابل شناسایی و تشخیص بوده، به گونه ای که با یکدیگر به گفت و گو می نشینند[ ص، 61- 55] و از این که برخی از سعادتمندانی که در تصور آنان، افرادی شرور بوده اند را کنار خود نمی یابند، ابراز تعجب می کنند،[ ص، 62؛ "وَ قالُوا ما لَنا لا نَرى‏ رِجالاً کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرار".] و حتی به تصریح قرآن، بهشتیان نیز می توانند نگاهی به دوزخ داشته و وضعیت دوستان سابق خود را مشاهده کرده[ صافات، 55- 51؛ "قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّی کانَ لی‏ قَرینٌ ....فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فی‏ سَواءِ الْجَحیم‏".]و با دوزخیان گفت و گویی نیز داشته باشند.[ مدثر، 47-40]

البته، روایاتی نشانگر آن است که مجرمان با وضعیتی متناسب با جرمشان به جهان آخرت گام برمی دارند؛ نظیر این که خود بزرگ بینان، به صورت تحقیر آمیز با چهره ای چون انسان و اندامی به اندازه مورچگان محشور می شوند،[ حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج 15، ص 378، ح 20795] اما در همان روایات تصریح شده است که این وضعیت تنها تا پایان حسابرسی و روشن شدن تکلیف انسان ها در بهشتی یا دوزخی بودنشان ادامه دارد،[ شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ج 1، ص 280] و تا اندازه ای که ما جست و جو کردیم، روایتی که صریحاً به چهره جهنمیان اشاره کند، مشاهده نشد و در صورت برخورد با چنین روایتی، آن را به اطلاعتان خواهیم رساند.

 

عذاب های روحی جهنمیان

در قرآن کریم عذاب‌های روحی دوزخیان در آیات متعدد و به مناسبت‌های مختلف بیان شده است. در این فرصت به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. از چشم خدا افتادن و محروم شدن از ارتباط با پروردگار:

«قالَ اخْسَۆُا فیها وَ لا تُکَلِّمُون»؛[ مۆمنون، 108] (خداوند) مى‏گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید».

2. دوری از رحمت خدا:

«وَ قیلَ الْیَوْمَ نَنْساکُمْ کَما نَسیتُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا وَ مَأْواکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ ناصِرین»؛[ جاثیه، 34] و به آنها گفته مى‏‌شود: امروز شما را فراموش مى‏‌کنیم همان‌‏گونه که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید و جایگاه شما دوزخ است و هیچ یاورى ندارید.

3. مشاهده نعمت‌هایی که به دوستان و آشنایانشان در بهشت داده می‌شود:

«وَ نادى‏ أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْکافِرین»؛[ اعراف، 50] و دوزخیان، بهشتیان را صدا مى‏‌زنند که(محبّت کنید) و مقدارى آب، یا از آنچه خدا به شما روزى داده، به ما ببخشید! آنها(در پاسخ) مى‌‏گویند خداوند اینها را بر کافران حرام کرده است.

عذاب

4. گفت‌وگوهای دلخراش و جان‌کاهی که میان بهشتیان و دوزخیان رد و بدل می‌شود، و روح دوزخیان را سخت آزار می‌دهد: «وَ نادى‏ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُۆَذِّنٌ بَیْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ»؛[ اعراف، 44] و بهشتیان دوزخیان را صدا مى‏‌زنند که آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق یافتیم، آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟! در این هنگام، ندادهنده‌‏اى در میان آنها ندا مى‌‏دهد که لعنت خدا بر ستمگران باد.

5. حسرت:

«... کَذلِکَ یُریهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجینَ مِنَ النَّارِ»؛[ بقره، 167] (آرى،) خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت‏‌زایى به آنان نشان مى‏‌دهد و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد.

«وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلا»؛[ فرقان، 27]و (به یاد آور) روزى را  که ستمکار انگشت حسرت بر دندان می‌گزد و می‌گوید ای کاش راه پیامبر را رفته بودم.

6. تحقیر و ذلت و خواری:

«ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْکَریمُ»؛[ دخان، 49] (به او گفته مى‏‌شود بچش که (به پندار خود) بسیار قدرتمند و محترم بودى.

«یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ یَخْلُدْ فیهِ مُهاناً»؛[ فرقان، 69] عذاب او در قیامت مضاعف مى‏گردد، و همیشه با خوارى در آن خواهد ماند!

7. پایان ناپذیری جهنم و عذاب:

«وَ نادَوْا یا مالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّکَ قالَ إِنَّکُمْ ماکِثُونَ»؛[ زخرف، 77] آنها فریاد مى‏‌کشند اى مالک دوزخ! (اى کاش) پروردگارت ما را بمیراند(تا آسوده شویم). مى‌‏گوید شما در این‌جا ماندنى هستید.

8. راه فرار نداشتن از جهنم:

«کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعیدُوا فیها وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریقِ»؛[ حج، 22] هرگاه بخواهند از غم و اندوه‏‌هاى دوزخ خارج شوند، آنها را به آن بازمى‌‏گردانند و (به آنان گفته مى‌‏شود) بچشید عذاب سوزان را.

و ...

 

شدیدترین خطاب به دوزخیان

عموم آیات و روایاتی که عذاب جهنم را توصیف کرده‌اند، با بیانی شدید هستند که می‌تواند به دو دلیل باشد:

1. قطعاً جهنم جایگاه سختی خواهد بود. بنابراین، لازم است تعبیری که از آن می‌شود نیز با واقعیت هم‌خوانی داشته باشد و به صورت تند و شدید ادا شود.

2. برای تأثیر در مخاطب و این‌که اِنذار بتواند در او اثر کند؛ لازم است به صورت تند و شدید گفته شود.

در این‌جا برای نمونه به دو آیه که عذاب را برای دوزخیان بیان می‌کند، اشاره می‌شود:

«روزى که آن [گنجینه‏]ها را در آتش دوزخ بگدازند، و پیشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ کنند [و گویند:] این است آنچه براى خود اندوختید، پس [کیفر] آنچه را می‌اندوختید بچشید».[ توبه، 35»]

«...و کسانى که کفر ورزیدند، جامه‌هایى از آتش برایشان بریده شده است [و] از بالاى سرشان آب جوشان ریخته می‌شود».[ حج، 19]

مجرمان با وضعیتی متناسب با جرمشان به جهان آخرت گام برمی دارند؛ نظیر این که خود بزرگ بینان، به صورت تحقیر آمیز با چهره ای چون انسان و اندامی به اندازه مورچگان محشور می شوند

اما در اینکه شدیدترین عذاب در جهنم چیست و به چه عذابی سخت‌ترین عذاب گفته می‌شود؛ نمی‌توان بیان دقیقی ارائه کرد؛ زیرا عذاب هر گروهی به اندازه گناهانشان بوده و هر کدام سخت و دردناک است و حتی شاید بتوان سخت و شدید بودن در این مراحل را امری نسبی دانست. حتی در برخی از روایات، ناامیدی که برای برخی از دوزخیان به وجود می‌آید، سخت و دردناک توصیف شده است، امام علی(علیه السلام) در این‌باره می‌فرماید: «اى کمیل! ما به خدا سوگند حقى هستیم که خداى عزّ و جلّ فرموده: "اگر حق از هوس‌هاى آنها پیروى می‌کرد، قطعاً آسمان‌ها و زمین و هر که در آنها هست تباه می‌شد".[ مۆمنون، 71] اى کمیل! بعد از آن‌که مدت‌هاى طولانى نگه داشته می‌شوند، خدای تبارک و تعالی را صدا می‌زنند که ما را در آسایش قرار بده، پس خداوند به ایشان جواب می‌دهد که؛ "خاموش باشید و سخن مگوئید".[ مۆمنون، 108] اى کمیل! در این هنگام از آزاد شدن ناامید می‌شوند و بر حسرتشان افزوده می‌شود و یقین به نابودى و درنگ کردن پیدا می‌کنند پاداش کردارشان عذاب است».[ طبری آملی، عماد الدین محمد، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ج 2، ص 30،‌ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 74، ص 276.]

علاوه بر این، بسیاری از این گفته‌ها براساس فهم و دانسته‌های ما انسان‌ها می‌باشد و شاید ماهیت اینها در آخرت با آنچه در این دنیا می‌گذرد متفاوت باشد.





طبقه بندی: مطالب دینی،

تاریخ : چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 | 12:09 بعد از ظهر | نویسنده : عارف خوش نظر | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.