تبلیغات
دین وزندگی - حادثه ای که عکس العمل یهودیان را برانگیخت!

درباره حادثه تغییر قبله باید گفت که تاریخ این حادثه در منابع تاریخی دارای دو قول است:

برخی وقوع آن را هفده ماه بعد از هجرت می دانند و برخی با توجه به شباهت تصحیف سبعین و تسعین و همچنین با تکیه بر شواهد دیگر، زمان وقوع آن را نوزده ماه پس از هجرت معرفی می کنند. اگر هفده ماه بعد از هجرت را بپذیریم این حادثه قبل از جنگ بدر در ماه رجب سال دوم هجری رخ داده و اگر نوزده ماه را بپذیریم بعد از جنگ بدر در ماه رمضان رخ داده است.

هرچند قول ضعیفی نیز وجود دارد که وقوع آن را در ماه شعبان می داند اما قوی ترین قول که منطبق بر روایات اهل بیت (علیه السلام) نیز هست همان نوزده ماه پس از هجرت در ماه رمضان است.


اهمیت تغییر قبله به حدی بود که زمینه ای را فراهم کرد تا یهودیان عکس العمل نشان دادند و در حقیقت زمینه جدایی از مسلمانان را فراهم کنند که در غزوه بنی قینقاع به بروز و ظهور رسید.

بر اساس روایاتی که از طریق معصومین (علیهم السلام) رسیده است که نمونه ای از آن در کتاب وسایل الشیعة جلد 3 صفحه 215 در کتاب الصلوة در بحث قبله وجود دارد، رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) در مدت سیزده سال حضور خویش در مکه ، موظف بودند هنگام نماز در جایی بایستند که کعبه و بیت المقدس در یک زاویه باشد تا به سوی هر دو مکان نماز خوانده باشند ولی در مواردی که چنین چیزی امکان نداشت باید به طرف بیت المقدس نماز می خواندند.

طبیعتاً بقیه مسلمانان نیز ممکن بود به این شیوه عمل کنند. اما زمانی که به مدینه آمدند در این فاصله نوزده ماه تنها به سمت بیت المقدس نماز می خواندند؛ زیرا در این جا ممکن نبود بین دو قبله را جمع کنند.

این فاصله بهانه ای برای یهودیان شد تا مسلمانان را سرزنش کنند و بگویند شما که مدعی هستید دین جدیدی آورده اید با ما تفاوتی ندارید و تابع قبله ما هستید.

به تدریج این سرزنش را به گونه ای رشد دادند که شرایط اجتماعی خاصی پدید آمد و رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) منتظر بودند تا از ناحیه خدا دستوری در این باره صادر شود.

بالاخره وحی نازل شد و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) موظف شدند به سمت کعبه بازگردند.

نمازهایى را که مسلمانان به سوى بیت‌المقدس خواندند؛ چون در حقیقت، به طرف غیر قبله بوده باید باطل باشد، اما آیه شریفه از این توهم جواب می‌دهد که قبله، مادام که نسخ نشده قبله است؛ زیرا خداى تعالى هر وقت حکمى را نسخ مى‏کند، از همان تاریخ نسخ، از اعتبار مى‏افتد، نه این‌که وقتى امروز نسخ کرد، دلیل باشد بر این‌ که در سابق هم بى اعتبار بوده، و این خود از رأفت و رحمتى است که به مۆمنان دارد

داستان تغییر قبله از دیدگاه قرآن چگونه است؟

آیات 142 تا 150 سوره بقره آیات مرتبط با بحث تغییر قبله است. در آیه 144 می فرماید: قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُون‏

می بینیم که به آسمان در انتظار وحی هستی. پس تو را حتماً به سمت قبله ای که به آن قبله خشنود هستی برمی گردانیم. قبله جدید همان مسجد الحرام است. روی خود را به سوی آن برگردان و هر جا که باشید به آن سمت نماز بخوانید. این اهل کتاب (یهودیان) می دانند که این مسأله حقی است از ناحیه خدا که بر شما نازل شده است اما آن ها منکر این حق می شوند و بر عناد خود پافشاری می کنند. از این آیات بر می آید که آنها فی الجمله به حقانیت پیامبر (صلی الله و علیه وآله) آگاهی داشته اند.

قرآن در آیه 142 پیش بینی می کند که در آینده یهودیان خواهند گفت که علت تغییر قبله چه بود؟ و از پیش پاسخ می دهد که ای پیامبر(صلی الله و علیه وآله) بگو مشرق و مغرب از آن خداست ، هرجا را تعیین کند همان قبله است.

در آیه 143 می فرماید که ما شما را امت وسط و برتر قرار دادیم. علت این که امت برتر را با عنوان امت وسط تعبیر می کند این است که عرب در مثال هایی مانند کوهان شتر یا قله کوه ها آن قسمت ها را برتر می دانسته است.

در همان آیه 143 قرآن کریم راز تغییر قبله را صراحتاً بیان می کند و می فرماید: هدف این بود که بدانیم چه کسانی از تو تبعیت می کنند و چه کسانی رویگردان می شوند.

اهل مکه به کعبه علاقمند بودند و خداوند متعال دستور داد تا به بیت المقدس نماز بخوانند و از این طریق مشخص شود که چه کسانی از پیامبر(صلی الله و علیه وآله) پیروی می کنند و چه کسانی با او مخالفت می کنند.

همچنین به اهل مدینه که علاقمند به بیت المقدس بودند دستور داد تا به سمت کعبه نماز بخوانید به همین دلیل که مۆمنان امتحان شوند. در ادامه می فرماید: این کار جز برای کسانی که اهل هدایت هستند دشوار است.

حضرت محمد

شخصیت‌ها و گروه‌های درگیر واقعه تغییر قبله در واقعه تغییر قبله، حضرت جبرئیل (علیه السلام)، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان از یک سو، یهودیان و مشرکان و منافقان مدینه از سوی دیگر حضور دارند.

در کتاب احتجاج از امام حسن عسکرى (علیه السّلام) نقل شده که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) تا وقتى که در مکه اقامت داشت، مأمور بود در نماز به سوى بیت المقدس بایستد و تا حدّ امکان در جایى نماز بخواند که کعبه و بیت المقدس در یک راستا قرار گیرد وگرنه فقط به سمت بیت‌المقدس بایستد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) در تمام مدّت سیزده سال ایام بعثت در مکه همین گونه رفتار کرد. پس از هجرت به مدینه نیز، به مدّت هفده یا شانزده ماه، از خانه کعبه منحرف و به سمت بیت‌المقدس نماز گزارد؛ به همین جهت گروهى از یهودیان مدینه از سر مباهات و افتخار، اعتراض کرده و گفتند: به خدا قسم، محمّد (صلی الله علیه و آله) نماز خود را درک نکرد (نمی‌دانست چگونه نماز بخواند) تا این‌که روى به قبله ما آورده و به سبک عبادت ما عبادت نمود!.

چون این سخن به گوش آن حضرت رسید، بر او گران آمده ‌‌(ناراحت شد‌‌‌‌) و به قبله آنان بى‏رغبت، و به جانب کعبه راغب شد، و در سخنى که با جبرئیل (علیه السلام) نمود، ابراز داشت که آرزو مى‏کنم که خداوند مرا از قبله بیت‌المقدس به سمت کعبه برگرداند؛ زیرا خاطرم از بابت این یاوه‏ سرایى یهود آزرده شده است.

جبرئیل (علیه السلام) گفت: از پروردگارت بخواه تا دعایت را اجابت فرماید، و قبله را تحویل نماید که البتّه خواسته‏ات را ردّ نمى‏کند و نومیدت نمى‏سازد؛ [پیامبر (صلی الله علیه و آله) دعا کرد]، چون دعاى پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آخر رسید، جبرئیل (علیه السلام) براى بار دوم نازل شد و اظهار نمود: اى محمّد (صلی الله علیه و آله)، این آیه را بخوان: «ما نگاه‌هاى انتظارآمیز تو را به سوى آسمان (براى تعیین قبله نهایى) مى‌بینیم! اکنون تو را به سوى قبله‌ اى که از آن خشنود باشى، باز مى‌گردانیم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام کن! و هر جا باشید، روى خود را به سوى آن بگردانید!...»[1]… .[2]

طبرسی در تفسیر آیه 142 سوره بقره می‌گوید: پروردگار متعال در این آیه، حال کسانى را که بر مسلمانان در موضوع تحویل قبله از «بیت‌المقدّس» به «کعبه» ایراد می‌گرفتند، تذکر می‌دهد و می‌فرماید: «به زودى نادان‌هایى از مردم خواهند گفت: چه چیز مسلمانان را از قبله سابق؛ یعنى بیت‌المقدّس که رو به سوى آن نماز می‌خواندند برگردانید؟…».

در همان آیه 143 قرآن کریم راز تغییر قبله را صراحتا بیان می کند و می فرماید: هدف این بود که بدانیم چه کسانی از تو تبعیت می کنند و چه کسانی رویگردان می شوند

وی سپس می‌گوید: در این‌که چه افرادى بر مسلمانان ایراد می‌گرفتند، چند قول است:

1, آنها یهود بودند.

2, آنها مشرکان عرب بودند و هنگامى که پیامبر اسلام (صلى اللَّه علیه و آله) از بیت‌المقدّس به سوى کعبه متوجه گردید، زبان اعتراض به آن حضرت گشوده، گفتند: به چه علّتى در ابتدا از قبله اعراب و پدران خود که خانه کعبه است، اعراض کردى و اکنون به سوى آن رو آوردى؟ حال که چنین است باید به دین اعراب درآیى؛ چون این عمل، تصدیق ضمنى به صحّت دین اعراب است.

3, آنان منافقان بودند که از روى استهزاء به مسلمانان ایراد مى‏گرفتند و انتقاد می‌کردند.[3]

 

توجه به دو نکته:

1, این جابه‏جایى و حرکت در نماز، چون به فرمان خداوند و اجراى دستور الهى بود، اشکالى در نماز ایجاد نکرد و البته این تسامح، اختصاص به همین نماز داشته و هیچ یک از نمازهاى دیگر را دربرنمى‏گیرد.[4]

2, شیخ صدوق نقل نموده:[وقتی قبله تغییر یافت]، مسلمانان گفتند: اى رسول خدا (صلی الله علیه و آله)‌ آیا نمازهایى که ما به سوى بیت‌المقدّس اقامه کرده‌ایم، ضایع خواهد شد؟

پس خداوند عزّوجلّ این آیه را نازل فرمود: «...وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکمْ؛[5] خداوند هرگز ایمانتان را تباه نخواهد کرد…»، منظور از ایمان این است که‌ نمازهایی را که به سوى بیت‌المقدّس انجام داده‌اید، تباه نخواهد کرد.[6]

علامه طباطبایی در ذیل این آیه می‌گوید: نمازهایى را که مسلمانان به سوى بیت‌المقدس خواندند؛ چون در حقیقت، به طرف غیر قبله بوده باید باطل باشد، اما آیه شریفه از این توهم جواب می‌دهد که قبله، مادام که نسخ نشده قبله است؛ زیرا خداى تعالى هر وقت حکمى را نسخ مى‏کند، از همان تاریخ نسخ، از اعتبار مى‏افتد، نه این‌که وقتى امروز نسخ کرد، دلیل باشد بر این‌ که در سابق هم بى اعتبار بوده، و این خود از رأفت و رحمتى است که به مۆمنان دارد.[7]

 

پی نوشت ها:

[1]. بقره، 144

[2]. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق/ مصحح: خرسان، محمد باقر، ج 1، ص 40 و 41

[3]. ر.ک: طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج 1، ص 413

[4]. ر.ک: عاملى، جعفر مرتضى، الصحیح من السیرة النبی الأعظم، ج 5، ص 336

[5]. بقره، 143

[6]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 275

[7]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج ‏1، ص 324 و 325





طبقه بندی: مطالب دینی،

تاریخ : پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 | 11:52 قبل از ظهر | نویسنده : عارف خوش نظر | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.