تبلیغات
دین وزندگی - مدام نگو دنیا ارزششو نداره!!

امام علی علیه السّلام در پاسخ به کسی که دنیا را نکوهش می کرد، جملاتی را در ستایش دنیا و تشریح روشهای برخورد با دنیا بیان فرمودند. امام علیه السّلام در فراز اول به تشریح روش برخورد با دنیا می پردازند و می فرمایند: ای کسی که از دنیا بد می گوئی! تو در حالی از دنیا بد می گوئی که به نیرنگ آن فریفته شده ای و فریب ناراستی های آنرا می خوری.آیا منطقی است که خود فریب دنیا را بخوری و آنگاه دنیا را نکوهش کنی؟!

تو بر آن جرم و گناه می نهی یا دنیا بر تو جرم می نهد؟(ایها الذام للدنیا المغتر بغرورها المنخدع با باطیلها!اتغتر بالدنیا ثم تذمها؟! انت المتجرم علیها ام هی المتجرمه علیک؟!).

متأسفانه یکی از عادتهای ناپسند بشر این است که در برخورد با رخدادها و پدیده های مختلف، از میان عوامل مۆثر در پیدایش آن رخدادها و پدیده ها ابتدا توجه به عوامل بیرونی دارد و از عوامل درونی غفلت می کند.

در حالیکه هم عوامل بیرونی و هم عوامل درونی هر دو باهم در پیدایش یک رخداد و یک پدیده مۆثر می باشند.

اگر مسلمین و کشورهای اسلامی از قافله تمدن جدید بشر عقب مانده اند این فقط به دلیل سیاستهای استعماری و استثماری قدرتهای بزرگ و شیطانی نیست بلکه بدلیل تحرک کم و رخوت و سستی مسلمین بوده است.هنر بزرگ امام امت(قدس سره) در هدایت نهضت اسلامی ایران همین بوده است که عمدتا تکیه بر بیداری مردم مسلمان و ملت غیور ایران نمودند.تکیه بر عوامل درونی،تحرک، فعالیت،رشد و سازندگی را بدنبال دارد.بر عکس تکیه بر عوامل بیرونی نتیجه ای جز انفعال در بر ندارد. قرآن کریم همین معنا را اینگونه بیانی می دارد: (ان...لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم).بنابر این تقوای واقعی در نظام تربیتی اسلام تقوائی است که همراه با فعالیت و تلاش بوده و منجر به خدمت به مردم بشود نه تقوائی که همراه با انفعال و ریاضت و انزوا و گوشه نشینی بوده و منجر به کناره گرفتن از مردم و مذموم شمردن خدمت به مردم و انجام فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بشود. تقوای اسلام تقوای ستیز است نه تقوای پرهیز. همچنانکه زهد واقعی در اسلام به معنای گوشه نشینی، ریاضت،انزوا، کم تحرکی و عدم بهره و عدم استفاده از مواهب خدادادی طبیعت نیست.

هرکس و هر جامعه ای در برخورد با دنیا حد و قدر و منزلت آنرا شناخت،و نیز وسائل و لوازم پیشرفت و تعالی و رشد را در آن شناخت می تواند دنیائی خوب و سازنده داشته باشد

زهد واقعی در اسلام به معنای برداشت کم از دنیا و بازده زیاد داشتن است. زهد حقیقی در نظام تعلیم و تربیت اسلامی به معنای فریب دنیا را نخوردن و برداشت از آن بمقدار تأمین نیازهای فردی و اجتماعی بمنظور فراهم شدن امکان خدمت به مردم می باشد. به همین دلیل گاهی لازم است در جهت نیل به این اهداف (خدمت به مردم و برقراری عدالت اجتماعی) مبارزه با ظلم و جور حکومتهای ستمگر را پیشه کرد. تلاش انبیاء و ائمه برای تأسیس حکومت اسلامی،برقراری عدالت اجتماعی و حتی روحیه شهادت طلبی آنان عین تقوی بوده است اما از نوع تقوای ستیز. منطق شهید،منطق شهادت،منطقی انسان تلاشگر، مبارزه و ایثارگر است که برای تحقق آرمانهای والای انسانی(برقرری حکومت اسلامی، برقراری عدالت اجتماعی، حفظ نظام جمهوری اسلامی و...) حتی از جان خود نیز می گذرد. پس منطق شهید نیز منطق دنیاگریز نیست بلکه منطق کسی است که قصد دارد با ایثار جان خود دنیائی خوب و سازنده و رشدآور برای مردم ایجاد نماید. این منطق در نهضت عاشورا و نهضت شکوهمند انقلاب اسلامی ایران کاملا مشهود است.

در فراز دوم حکمت 126 امام علی علیه السّلام به تشریح این نکته می پردازند که دنیا به خودی خود فریبکار نیست بلکه این انسان است که بدلیل نابخردی پندگیر نیست. در واقع در اینجا امام علیه السّلام بر ناکارآمدی عوامل درونی و از جمله عقل و نیز فقدان رشد عقلانی کافی در بشر تاکید می ورزند. (متی استحوتک ام متی غرتک؟ابمصارع آبائک من البلی،ام بمضاجع امهاتک تحت الثری؟کم عللت بکفیک؟ و کم مرضت بیدیک؟ تبتغی لهم الشفاء و تستوصف لهم الاطباء،غداه لا یغنی عنهم دواۆک، و لا یجدی علیهم بکاوۆک، لم ینفع احدهم اشفاقک، و لم تسعف فیه بطلبتک، و لم تدفع عنه بقوتک!و قد مثلت لک به الدنیا نفسک،و بمصرعه مصرعک). از کجا و چه وقت دنیا ترا سرگردان نمود؟یا چه وقت ترا فریب داد؟

تقوای واقعی در نظام تربیتی اسلام تقوائی است که همراه با فعالیت و تلاش بوده و منجر به خدمت به مردم بشود نه تقوائی که همراه با انفعال و ریاضت و انزوا و گوشه نشینی بوده و منجر به کناره گرفتن از مردم و مذموم شمردن خدمت به مردم و انجام فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بشود.تقوای اسلام تقوای ستیز است نه تقوای پرهیز. همچنانکه زهد واقعی در اسلام به معنای گوشه نشینی، ریاضت،انزوا،کم تحرکی و عدم بهره و عدم استفاده از مواهب خدادادی طبیعت نیست

آیا بجاهای بر خاک افتادن پدرانت و پوسیده شدن آنها یا به خوابگاهای مادرانت زیر خاک؟

چه بسیار با دستهای خود(برای بهبود درد بیمارانت) یاری نمودی،و چه بسیار با دستهایت(بیماران را) پرستار کردی؟ برای آنان بهبودی طلبیدی، و(پس از تشخیص و بدست آوردن درد) از پزشکان فایده دارو را پرسیدی؟بامداد،داروی تو ایشان را بی نیاز نمی کرد (و بهبودی نمی داد)، و گریه(رنج) تو بر آنان سود نداشت، و ترس تو هیچکدام از آنها را فایده نبخشید، و درباره او به خواسته خود(بهبودی او) نرسیدی و به توانائی خویش (بیماری و مرگ زا) از او دور نساختی! و دنیا او را(که هرچند کوشش نمودی لکن از مرگ رهائی یافت) برای تو سرمشق قرار داد،و هلاک شدن او را هلاک شدن تو(تا بدانی با تو آن خواهد کرد کهد با او نمود).

در فراز سوم حکمت 126،امام به ذکر خصوصیات خوب و مثبت دنیا می پردازند. اما در این فراز از ارزشهای مثبت دنیا برای مردم سخن می گوید:

دنیا سرای راستی است برای کسیکه (گفتار) آنرا باور دارد(ان الدنیا دار صدق لمن صدقها). کنایه از آنکه هرکس و هر جامعه ای در برخورد با دنیا حد و قدر و منزلت آنرا شناخت،و نیز وسائل و لوازم پیشرفت و تعالی و رشد را در آن شناخت می تواند دنیائی خوب و سازنده داشته باشد.




طبقه بندی: نهج البلاغه، مطالب دینی،

تاریخ : جمعه 19 اردیبهشت 1393 | 03:18 بعد از ظهر | نویسنده : عارف خوش نظر | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.